سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

546

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى)

را روايت نموده و به آن آشنائى دارند ولى روايت مشهور با روايت شاذ از اين جهت هيچ اشتراكى ندارد چه آنكه رواة مشهور اطّلاعى از روايت شاذ نداشته و آن را نقل نكرده‌اند . و ازاين‌رو مىتوان گفت : روايت مشهور از مصاديق « بيّن الرّشد » بوده و روايت شاذ از قبيل « المشكل الّذى يرد علمه الى اهله » مىباشد فلذا امام عليه السّلام در اين مقام يعنى مقام تعارض اين دو روايت به حديث تثليث كه از وجود نازنين پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده تمسّك فرمودند و الّا چه ارتباطى بين كلام امام عليه السّلام با حديث تثليث بوده كه حضرتش عليه السّلام به آن متمسّك بشوند . جالب توجّه آنكه از توجيهاتى كه برخى از اهل دانش در اينجا براى قول راوى كه محضر امام عليه السّلام عرض مىكند « هما معا مشهوران » نموده و مىتوان در تضعيف آن گفت اين توجيه زن بچه مرده را به خنده مىآورد آنست كه مشار اليه فرموده : مقصود از شهرت ، شهرت فتوائى است و اشكالى هم ندارد كه راوى دو طرف مسئله را مشهورى فرض نموده چه آنكه ممكنست اين‌طور اتّفاق بيفتد كه در عصرى شهرت بر فتوائى مثلا وجوب نماز جمعه منعقد شود و پس از انقضاء اين عصر و فرارسيدن دوران جديد فتوى عوض شده و مشهور از علماء فتوى بتحريم آن بدهند نظير تعارض بين شهرت قدماء و متأخرين پس ممكنست راوى و سائل در اين حديث حكم چنين موردى را از امام عليه السّلام استفسار نموده باشد . شرح مقصود قوله : لا تنافى بين اطلاق المجمع عليه الخ : يعنى بين اجماع و شهرت تنافى وجود ندارد تا به وسيله يكى از معناى ظاهرى ديگرى صرفنظر نمائيم . قوله : و منه شهر فلان سيفه : ضمير در « منه » به شهرت به معناى « الواضح المعروف » راجع است . قوله : فالمراد انّه يؤخذ الخ : يعنى مراد امام عليه السّلام كه فرمودند « فان المجمع عليه لا ريب فيه الخ » .